Question

 

 

                            r870bxs9ogylvyffa0j8.jpg                      o59urkwr49iob2jwlqxm.jpg

 

 

 

Question : What is your opinion about the lack of food in the rest of the world??

African answer : What food mean ?
European answer : What is the meaning of lack of food ?
American answer : What is the meaning of the rest of the world ?
Arab answer : What is the meaning of your opinion ?

 

 

 

 

من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی ...

 

نابینا

 

به آیینه که نگاه می کنم

نمی دانم

کدام چهره مرا می نگرد ...

 

Jorge Luis Borges

(1899-1986)

 

 

White flag

 

 

I know you think that I shoudn’t still love you

Or tell you that

But if I didn’t say it , well I’d still have felt it

Where’s the sense in that

I promis I’m not trying to make you’r life harder or return to where we were

 

I will go down with this ship

I won’t put my hands up and surrender

There will be no white flag above my door

 … I’m in love and always will be

 

And when we meet , which I’m sure we will

All that was there will be there still

I’ll let it pass and hold my tongue

And you will think that I’ve moved on

  

I will go down with this ship

I won’t put my hands up and surrender

There will be no white flag above my door

 … I’m in love and always will be

 

 

 

 

خیال روی تو با خود به خاک خواهم برد ...

 

زاده شدن در اینجا ...

 

روزی ده هزار بار با کلمه نفس می کشی

به عشق و عاشقی سوگند می خوری

هزاران بار ریه هایت را پاک می کنی

از غبار و باد سرزمین های دور

اما بیهوده است

مرگ ، نامِ پرنده ای است

که از دهان تو به پرواز در می آید ...

 

 

Gonzalo Rajas Pizarro

 (1910-1976)

 

 

بذار جاده ها اشتباه برن / ما که دستمون به هم نمی رسه

 

 

I say a little prayer

 

The moment I wake up

Before I put on my makeup

I say a little prayer for you

 

And while combing my hair , now

And wondering what dress to wear , now

I say a little prayer for you

 

At work I just take time

And all through my coffee break-time

I say a little prayer for you 

...

 

 

 

تا نگویی که اسیران کمند تو کمند ...

 

دعوت

 

مراسم تدفین من فرداست

یادت نرود

بچه ها را هم بیاور

وسائل بازی هست

مبادا کاری کنی که از گور برخیزم

کلید دروازه های گورستان را پنهان کنم

تا نتوانی گلی بر گوری بگذاری ...

 

 

Mario Melendez

 (      -1971)

 

 

 

ما ز یاران چشم یاری داشتیم ...

 

یازده سپتامبر 1973 ( سانتیاگو – شیلی )

 

باید پیروز شویم

ساعت 8 شنیدم

باید پیروز شویم

ساعت 9 شنیدم

و ساعت 10 و ساعت 11

و همه ساعت های آن روز ناگزیر

بعد

صداها گم شد

ضعیف شد

تا شد

و سکوت

پژواک را بلعید

پژواک

پژواک

پژواک

بی آنکه بدانم

صدای گلوله شد

بر تن آنهایی که برخاستند به مقاومت

نه

نه

نه

عدد و رقم نیست

آنها عدد و رقم نیستند

آنها اسم دارند ...

 

Emma Sepulveda Pulvirenti

 (1950)

 

 

من مانده ام مهجور از او ...

 

حکم اعدام

 

برترین چیز عالم

این است که صبح از خواب بیدار شوی

فکر کنی که هیچ چیز عوض نشده

حمام کنی ، مثل همیشه قهوه دم کنی

راه بیفتی بروی سر کار

گویی اتفاقی نیفتاده

و نیفتاده

هر چند افتاده

این طور بهتر است

مثل خوابگردها

تنه می زنی به هر عابری

و روزنامه فروش های دوره گرد

بر نیمکت سنگی می نشینی

بی انکه بدانی زنده ای یا مرده

فرقی نمی کند

زیرا مرگ هم شاید

میزی باشد در نوشگاهی

با دو مارتینی خالی

و یک جفت لب سرخ

کلامی بر زبان

که مثل گیوتین فرود می آید ...

 

Oscar Arturo Hahn Garces

 (1938)

 

 

 

می بخور ، منبر بسوزان ، مردم آزاری مکن ...

 

 

جدل رزمنده

 

هر روز که می گذرد

مرده ها گستاخ تر می شوند

اول آرام بودند

با گل و لباس مرتب بالای سرشان می رفتیم

نامشان را به احترام می بردیم

کنار قهرمانان ملی

ارواح گذشتگان

بنای یادبود مرمرین

مرده ها به صف می ایستادند ، در صف افتخار

مراسم سان در طنین سرود کهن

وای ، نه !

حالا دیگر فرق کرده

مرده ها فرق کرده اند

امروز گستاخ تر شده اند

سوال می کنند

گویی حالا فهمیده اند

اکثریت با آنهاست

 

 

Roque Dalton Garcia

 (1935-1975)